فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

طواف براى بینندگان

در حال طواف به یكى از وعّاظ یزد رسیدم. گفت: مى دانى به قصد چه كسانى طواف مى كنم؟ به قصد كسانى كه در طول تبلیغم پاى روضه هایم بوده اند. من هم از ایشان آموختم و از آن به بعد براى كسانى كه پاى تلویزیون برنامه «درسهایى از قرآن» را تماشا كرده اند طواف كرده ام. از كدام منظر؟ یكى از دوستان طلبه به من مى گفت: آقاى قرائتى! من مثل یك لامپ هستم و تو مثل خورشید! گفتم: چطور؟ گفت: من در مسجد براى صد نفر صحبت مى كنم و شما در تلویزیون براى چند میلیون. گفتم: این از یك منظر امّا منظر دیگر قیامت است، اگر هر دو خراب كرده باشیم، شما به خاطر در اختیار داشتن صد دل مؤاخذه مى شوید و من به خاطر چند میلیون دل! از من سؤال مى شود این همه دل را خداوند به تو داد، چرا تو یك دل به خدا ندادى؟!

دوستى به خاطر خدا

به حدیثى برخوردم خیلى شیرین و زیبا؛ پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله از كوچه اى عبور مى كرد كه كودكى به حضرت سلام كرد. پیامبر پاسخ سلام او را داد و از او پرسید: آیا مرا دوست دارى؟ كودك گفت: البتّه كه دوست دارم، شما رسول خدا هستى! پیامبر فرمود: مرا بیشتر دوست دارى یا خدا را؟ كودك گفت: شما را هم به خاطر خدا دوست دارم.

تصمیم به هنگام خشم

شخصى نزد من آمده بود تا همه اموالش را وقف كند. گفتم: انگیزه ات چیست؟ گفت: این همسر كذایى، این بچه كذایى، اصلا از زندگى سیر شده ام. من دیدم خیلى عصبانى است، گفتم: تو غیظ كردى و از بغض اینكه چیزى به خانواده ات نرسد مى خواهى اموالت را وقف كنى. این وقف قبول نیست برو كمى فكر كن.