فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

سمینار دبیران تعلیمات دینى

در زمان طاغوت شهید بهشتى به من تلفن كرد كه بیا تهران با تو كارى دارم. به تهران آمدم فرمودند: سمینارى است با شركت دبیران تعلیمات دینى، مى خواهم شما چند جلسه درس برایشان داشته باشى. ظاهراً آموزش ضمن خدمت بود، وارد سالن كه شدم جمعیّتى از زنان بى حجاب مرا متعجّب كرد! نه روسرى، نه چادر. خیلى برایم عجیب بود، معلّم تعلیمات دینى و این شكل!! از سالن برگشتم. مسئول سمینار گفت: آقاى قرائتى كجاى كارى؟ آیا مى دانى در میان دبیران تعلمیات دینى چه تعداد یهودى و یا بهایى وجود دارد؟ تازه اینها دبیران مسلمان هستند. من گفتم: آخر به بى حجاب چطورى دین را بگویم، لااقل یك روسرى سر كنند. منطق مسئول سمینار این بود كه اگر قرار است هم بى سواد باشند هم بى حجاب، لااقل فقط بى حجاب باشند! در حدیث مى خوانیم: عاقل آن كسى نیست كه خیر و شرّ را بشناسد، عاقل كسى است كه بین دو شرّ، كم ضررتر و بین دو خیر، پر سودتر را انتخاب كند.

كف زدن یا صلوات

در اجتماعى سخنرانى مى كردم، پس از سخنرانى عدّه اى كف زدند و عدّه اى صلوات فرستادند. گفتم: اگر به جاى كف زدن صلوات بفرستید، ضمن تشویق من، چیزى هم براى قیامت خود ذخیره كرده اید.

ورزش باستانى

به مناسبتى در برنامه ورزشكاران باستانى شركت كردم. دقّت كردم دیدم تمام آداب آنها ریشه قرآن و حدیثى دارد. مثلاً با نام خدا وارد گود مى شوند، در حال ورزش ذكر خدا و ائمه را بر لب دارند، براى بزرگترها حریم نگه مى دارند، به سادات احترام مى گذارند، مردانگى را اصل مى دانند و ورزش را براى دستگیرى از مظلوم و كوبیدن ظالم مى آموزند.