فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

حصر فكرى و انحراف

در زندان به ملاقات گروهى از منافقین رفته بودم، وقتى به قسمت خواهران سر زدم و علّت زندانى شدنشان را پرسیدم گفتند: اصرار در طرفدارى از منافقین. گفتم: مرا مى شناسید گفتند: نه، گفتم: مگر تلویزیون نگاه نمى كنید گفتند: دستور داریم تلویزیون نگاه نكنیم!!

تأثیر مثال

شخصى به من گفت: آقاى قرائتى! در تلویزیون مثالى زدى كه مرا حسابى تكان داد! مَثَل این بود كه گفتى: اگر یك نوار ده تومانى داشته باشى حاضر نیستى صداى گربه روى آن ضبط كنى، ولى حاضرى روى نوار مغزت هر چرت و پرتى را ضبط كنى! چرا شنیدن دروغ و تهمت و غیبت و ... برایت بى اهمیّت است؟!

خداى قطار یا خداى ماشین

با قطار عازم سفرى بودم، یكى از مسافران گفت: قطار خیلى بهتر از ماشین است. گفتم: چطور؟ گفت: وقتى با ماشین مسافرت مى كنیم نمى دانیم كى مى رسیم و به سلامت خواهیم رسید یا نه؟ امّا با قطار معلوم است چه ساعتى به مقصد مى رسیم احتمال خطر هم نیست و «انشاء اللَّه» گفتن هم لازم ندارد! گفتم: راستى انسان عجب موجود مغرورى است! باید چند قطار از ریل خارج شود و چند هواپیما سقوط كند تا بداند خداى ماشین با خداى قطار و خداى هواپیما فرقى ندارد، انسان در هر حال فقیر ومحتاج خداست.