فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

دعاى كمیل

با اتوبوس از شیراز به اصفهان مى آمدم، چند نفر از جوانان حزب اللهى هم در اتوبوس بودند. یكى از آنها گفت: آقاى قرائتى! شب جمعه است دعاى كمیل بخوان تا ما هم بخوانیم. گفتم: من حفظ نیستم. جوان دیگر آمد و گفت: من حفظ هستم اجازه گرفت و شروع كرد به خواندن كمیل، من در حالى كه عرق خجالت بر پیشانیم نشسته بود همراه او مى خواندم و پیش خود گفتم: اینها همان بچّه هایى هستند كه قبل از انقلاب شعرهاى عشقى و ترانه هاى آنچنانى حفظ بودند، امّا الآن دعاى كمیل را حفظ هستند.

زهد اسلامى یا بخل

به شهرى براى سخنرانى دعوت شده بودم، پس از سخنرانى سفره اى پهن كردند و نان و هندوانه آوردند. یكى از آنها گفت: آقاى قرائتى! ما مى خواهیم با غذاى كم و ساده، زهد اسلامى را پیاده كنیم! گفتم: این زهد اسلامى نیست، بلكه بخل است. زهد یعنى خودت نخور، نه اینكه به مهمانت نده. انسان باید میانه رو باشد.

تاثیر تبلیغ

زمان طاغوت براى جوانان و نوجوانان جلسه داشتم، شخصى به من گفت: زیاد خودت را خسته نكن اینها تا 18 سالگى به حرفهایت گوش مى كنند بعد یا به سربازى مى روند یا دانشگاه و در آن محیطهاى بزرگ غرق مسائل انحرافى و شهوانى مى شوند. به او گفتم: فایده حرفهاى من این است كه وقتى انسان فهمید حلال و حرام چیست؟ راه خدا و راه شیطان كدام است؟ بر فرض به انحراف كشیده شود، امّا باز مى گردد.