فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

آدم تا آدم

در اتریش با گروهى از شیعیان مواجه شدم، رهبر آنها آقاى محمّد لنسل بود كه ابتدا مسیحى و سپس متمایل به ماركسیست و در میانه راه با مطالعه اسلام و انقلاب اسلامى ایران، شیعه شده بود و به ایران آمده، دست امام را بوسیده و راهى جبهه هاى نبرد شد. امّا از طرفى با آغاز جنگ افرادى بودند كه اسباب و اثاثیه شان را جمع كرده به تهران و شهرهاى دیگر یا حتّى به خارج رفتند و به نوعى فرار كردند. ببینید تفاوت آدم را تا آدم.

دعاى كمیل

با اتوبوس از شیراز به اصفهان مى آمدم، چند نفر از جوانان حزب اللهى هم در اتوبوس بودند. یكى از آنها گفت: آقاى قرائتى! شب جمعه است دعاى كمیل بخوان تا ما هم بخوانیم. گفتم: من حفظ نیستم. جوان دیگر آمد و گفت: من حفظ هستم اجازه گرفت و شروع كرد به خواندن كمیل، من در حالى كه عرق خجالت بر پیشانیم نشسته بود همراه او مى خواندم و پیش خود گفتم: اینها همان بچّه هایى هستند كه قبل از انقلاب شعرهاى عشقى و ترانه هاى آنچنانى حفظ بودند، امّا الآن دعاى كمیل را حفظ هستند.

زهد اسلامى یا بخل

به شهرى براى سخنرانى دعوت شده بودم، پس از سخنرانى سفره اى پهن كردند و نان و هندوانه آوردند. یكى از آنها گفت: آقاى قرائتى! ما مى خواهیم با غذاى كم و ساده، زهد اسلامى را پیاده كنیم! گفتم: این زهد اسلامى نیست، بلكه بخل است. زهد یعنى خودت نخور، نه اینكه به مهمانت نده. انسان باید میانه رو باشد.