فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

زهد و بخل

به مهمانى دعوت شده بودم، صاحبخانه نان و پنیر آورد و گفت: ما در مراسم عروسى خودمان هم با نان و ماست پذیرایى كردیم. گفتم: وقتى نوزاد به دنیا مى آید اسلام مى گوید گوسفندى عقیقه كن، حالا كه بزرگ شده، باهنر شده، باسواد شده و ازدواج كرده باید با بركت تر باشد. علاوه بر اینكه زهد یعنى خودت نخور، نه اینكه به دیگران نده.

رهبر بیل بدست

در زمان طاغوت جوانى عكسى را پیش من آورد كه نشان مى داد رئیس جمهور یكى از كشورهاى كمونیستى در حال كار كردن و بیل زدن است و این كار را ملاك ارزش آن شخص مى دانست. به او گفتم: چرا اینقدر در غفلتى و خود را بى ارزش مى دانى؟! تو رهبرى همچون على علیه السلام دارى كه سالها كار كرد و بیل زد و محصول كارش را وقف محرومان كرد.

بى پیر مرو تو در خرابات

در سفرى چند جوان را دیدم كه كار تحقیقى روى قرآن انجام مى دهند. گفتم: در علوم قرآنى تخصص و سواد شما چقدر است؟ گفتند: مایه عربى آنچنانى نداریم، امّا در رشته خود دانشجویان خوش فكرى هستیم. گفتم: عزیزان من! بى پیر مرو تو در خرابات. كباب پزى هم تخصّص مى خواهد وگرنه گوشت ها روى آتش مى ریزد! آنگاه از آنها پرسیدم: «و لایُسرِف فى القتل»(اسراء 33) یعنى چه؟ گفتند: یعنى در كشتن اسراف نباید كرد. گفتم: پس یكى دو نفر را مى شود كشت؟ متحیّر شدند و گفتند: پس معناى آیه چیست؟ گفتم: چون در زمان جاهلیّت وقتى دو قبیله با هم مى جنگیدند به انتقام یك كشته دهها نفر را مى كشتند، این آیه مى گوید: یك نفر در مقابل یك نفر نه بیشتر.