فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

آزادى سیاهان

در سفرى كه به بعضى از كشورهاى آفریقایى داشتم و براى مردم سخنرانى مى كردم، مترجم هر چند جمله را كه ترجمه مى كرد آفریقایى ها از خوشحالى به رقص مى آمدند. به یاد دارم یكى از حرف هایى كه زدم این بود كه ما در تهران یكى از میادین و خیابان ها را به نام آفریقا نام گذارى كرده ایم و حرف دیگر این بود كه گفتم: در تسخیر لانه جاسوسى، امام خمینى فرمان داد گروگان هاى سیاه را آزاد كنند، زیرا گرچه اینها نیز جاسوس و خائن هستند، امّا چون در طول تاریخ به نژاد سیاه ظلم شده ما اینها را آزاد مى كنیم.

زهد و بخل

به مهمانى دعوت شده بودم، صاحبخانه نان و پنیر آورد و گفت: ما در مراسم عروسى خودمان هم با نان و ماست پذیرایى كردیم. گفتم: وقتى نوزاد به دنیا مى آید اسلام مى گوید گوسفندى عقیقه كن، حالا كه بزرگ شده، باهنر شده، باسواد شده و ازدواج كرده باید با بركت تر باشد. علاوه بر اینكه زهد یعنى خودت نخور، نه اینكه به دیگران نده.

رهبر بیل بدست

در زمان طاغوت جوانى عكسى را پیش من آورد كه نشان مى داد رئیس جمهور یكى از كشورهاى كمونیستى در حال كار كردن و بیل زدن است و این كار را ملاك ارزش آن شخص مى دانست. به او گفتم: چرا اینقدر در غفلتى و خود را بى ارزش مى دانى؟! تو رهبرى همچون على علیه السلام دارى كه سالها كار كرد و بیل زد و محصول كارش را وقف محرومان كرد.