فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

لقمه حرام

رفتارى از یك معمار دیدم كه مرید او شدم. ایشان را براى قیمت گذارى خانه شهیدى بردند، شخصى به او گفت: اینها خانواده شهید هستند كمى چرب تر قیمت كن. گفت: شما مى خواهى بچه هاى شهید لقمه حرام بخورند؟ من هرگز اینكار را نمى كنم.

انتخاب همكار

تصمیم گرفته بودم یكى از برادران روحانى را براى همكارى در كار نهضت سوادآموزى دعوت كنم. روزى نشستم تا با او گفتگوهاى مقدماتى را مطرح كنم. همین طور كه نشسته بود كمى گچ به لباس او ریخت، دیدم مدّت زیادى مشغول فوت كردن لباسش شد، از تصمیم خود منصرف شدم و پیش خود گفتم: كسى كه در مقابل ذرّه اى گچ اینقدر حسّاسیّت نشان مى دهد، چطور مى خواهد به این همه كلاس سركشى كند و خودش را به آب و آتش بزند.

آزادى سیاهان

در سفرى كه به بعضى از كشورهاى آفریقایى داشتم و براى مردم سخنرانى مى كردم، مترجم هر چند جمله را كه ترجمه مى كرد آفریقایى ها از خوشحالى به رقص مى آمدند. به یاد دارم یكى از حرف هایى كه زدم این بود كه ما در تهران یكى از میادین و خیابان ها را به نام آفریقا نام گذارى كرده ایم و حرف دیگر این بود كه گفتم: در تسخیر لانه جاسوسى، امام خمینى فرمان داد گروگان هاى سیاه را آزاد كنند، زیرا گرچه اینها نیز جاسوس و خائن هستند، امّا چون در طول تاریخ به نژاد سیاه ظلم شده ما اینها را آزاد مى كنیم.