فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

تبلیغ چهره به چهره

جوانى كم سن و سال بودم، امّا به مطالعه احادیث علاقه داشتم. گاهى كه پدرم مى گفت مثلا برو پنیر بخر، به مغازه بقالى نزدیك خانه مى رفتم و به او مى گفتم: مى خواهى براى شما یك حدیث بخوانم؟ او مى گفت: بخوان و من حدیثى را مى خواندم. روزى مرد بقّال به من گفت: آنقدر كه تو براى من حدیث گفتى، پاى منبرها نشنیده ام!

كدام بهتر است؟

روزى از پدرم پرسیدم: خانه ما بهتر است یا خانه فلانى؟ پدرم گفت: هر خانه اى كه در آن بیشتر عبادت شود.

وكالت مجلس

در انتخابات مجلس شوراى اسلامى بعضى از دوستان به من اصرار مى كردند كه نامزد نمایندگى مجلس بشوم، ازپدرم كسب تكلیف كردم ایشان گفت: من راضى نیستم گفتم: چرا؟ گفت: اگر وكیل مجلس شوى مدیون پنجاه میلیون نفر مى شوى، مدیون شدن آسان است، امّا از زیر دِین آزاد شدن كار اولیاى خداست و تو از اولیا نیستى، چون من تو را خوب مى شناسم.