فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

كار براى غیر خدا

در حالى كه سوار هواپیما مى شدم، از طرف خدمه هواپیما اعلام شد كه همه مسافران باید پیاده شوند؛ سپس تمام بارهاى هواپیما را هم پیاده كردند. علّت را پرسیدم، گفتند: یك موش داخل هواپیما شده و باید آن را خارج كنیم. گفتم: این همه معطّلى براى یك موش؟!! گفتند: بله، ممكن است یكى از سیم هاى نازك هواپیما را قطع كند و خلبان نتواند با برج مراقبت تماس داشته باشد و در اثر آن هواپیما سقوط كند. من به فكر افتادم كه اگر موشى بتواند هواپیما را ساقط كند، اگر موش شرك، ریا، عجب، غرور، خودپسندى، حبّ جاه، مقام، شهوت و دنیاپرستى، وارد روح انسان شود و رشته اتصال انسان را با خدا و حقیقت و معنویّت قطع كند، انسان نیز سقوط خواهد كرد.

تبلیغ چهره به چهره

جوانى كم سن و سال بودم، امّا به مطالعه احادیث علاقه داشتم. گاهى كه پدرم مى گفت مثلا برو پنیر بخر، به مغازه بقالى نزدیك خانه مى رفتم و به او مى گفتم: مى خواهى براى شما یك حدیث بخوانم؟ او مى گفت: بخوان و من حدیثى را مى خواندم. روزى مرد بقّال به من گفت: آنقدر كه تو براى من حدیث گفتى، پاى منبرها نشنیده ام!

كدام بهتر است؟

روزى از پدرم پرسیدم: خانه ما بهتر است یا خانه فلانى؟ پدرم گفت: هر خانه اى كه در آن بیشتر عبادت شود.