فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

كارت عروسى نمونه

در محل كارم نشسته بودم كه كارت دعوت عروسى بدستم رسید كه روى آن نوشته شده بود: آقاى..... با دوشیزه فلانى ازدواج كردند بنا بود براى مراسم جشن، تالارى كرایه كنیم و جشن باشكوهى براه انداخته و شما با حضورتان مجلس ما را روشن فرمائید، امّا توافق كردیم پول تشریفات را به یك دختر و پسر فقیر هدیه كنیم تا آنها هم به سادگى وارد زندگى شوند. كارت را جهت اطلاع فرستادیم.

منیّت در انتخاب

به نماینده اى خیلى علاقه داشتم و در نوبت اوّل به او رأى دادم، امّا دیگر به او رأى نمى دهم، چون پس از اینكه در نوبت دوّم رأى نیاورد، با كمال بى حیایى گفت: انتخابات آزاد نبود! یعنى حاضر شد براى آبروى خودش، میلیون ها رأى را بى اعتبار كند!

همّت بلند

تلویزیون تماشا مى كردم كه خبرنگار از جوان بسیجى پرسید آرزوى شما چیست؟ گفت: آرزویم این است كه پرچم اسلام در دنیا به اهتزاز در آید. كفش و لباس او ممكن بود هزار تومان هم نیارزد، ولى همّتش چقدر بلند بود. كسانى هم هستند میلیونها سرمایه دارند، امّا همّتشان كم است.