فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

غفلت هاى ما

به نمازجماعت بسیار با شكوه وشلوغى در مشهد رفته بودم. با خود گفتم: الآن بهترین موقعیّت براى تبلیغ است ببینم چگونه از آن استفاده مى كنند. نماز كه تمام شد دیدم یك نفر از پشت بلندگو اعلام كرد: توجّه! توجّه! دیشب بعد از نماز یك لنگه كفش گمشده است هر كس ... تأسف خوردم بر غفلت هاى خودمان.

مراسم استقبال

در خدمت رئیس جمهورِ وقت حضرت آیت اللَّه خامنه اى وارد یكى از كشورهاى آفریقایى شدیم در مراسم استقبال، توپ شلیك شد. گفتم: صداى توپ براى چیست؟ گفتند: علامت احترام است، گفتم: چند تا؟ گفتند: هر كس به فراخور جایگاهش؛ براى رئیس جمهور 21 گلوله توپ، براى نخست وزیر 19 گلوله و... گفتم: براى من چند گلوله؟ دوستان گفتند: براى تو یك تیركمان!!

تجلیل از اساتید

در یكى از شهرهاى استان خراسان سخنرانى مى كردم، پس از سخنرانى یكى از مستمعین گفت: آفرین چقدر بحثت زیبا بود!
گفتم: آفرین به اساتید و پیرمردهاى حوزه كه علوم خود را به ما آموخته و درس داده اند.