فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

به حساب قیامت

روزى از دوست مهندسم پرسیدم: براى قیامتت چه مى كنى؟ چیزى گفت كه به حال او غبطه خوردم. گفت: هر پانزده روز یك مرتبه ماشینى كرایه مى كنم و بچّه هاى یتیم را به پاركِ بازى مى برم و برایشان بستنى مى خرم و پس از تفریحى چند ساعته برمى گردیم، من این كار را به حساب قیامتم گذاشته ام.

غفلت هاى ما

به نمازجماعت بسیار با شكوه وشلوغى در مشهد رفته بودم. با خود گفتم: الآن بهترین موقعیّت براى تبلیغ است ببینم چگونه از آن استفاده مى كنند. نماز كه تمام شد دیدم یك نفر از پشت بلندگو اعلام كرد: توجّه! توجّه! دیشب بعد از نماز یك لنگه كفش گمشده است هر كس ... تأسف خوردم بر غفلت هاى خودمان.

مراسم استقبال

در خدمت رئیس جمهورِ وقت حضرت آیت اللَّه خامنه اى وارد یكى از كشورهاى آفریقایى شدیم در مراسم استقبال، توپ شلیك شد. گفتم: صداى توپ براى چیست؟ گفتند: علامت احترام است، گفتم: چند تا؟ گفتند: هر كس به فراخور جایگاهش؛ براى رئیس جمهور 21 گلوله توپ، براى نخست وزیر 19 گلوله و... گفتم: براى من چند گلوله؟ دوستان گفتند: براى تو یك تیركمان!!