فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

تعصّب بى جا

جوانى به من گفت: آقاى قرائتى! شما خیلى به گردن من حق دارید! پیش خود فكر كردم شاید دلیلش این است كه او از برنامه هاى من حدیث و آیه و مطلبى یاد گرفته است، امّا او ادامه داد: شما حقّى بر من دارید كه هیچ كس ندارد. گفتم: موضوع چیست؟ گفت: در ابتداى ازدواج و ایام نامزدیم، پدرزنم به خاطر تعصّب بى جا اجازه نمى داد ما همدیگر را ببینیم و مى گفت: در زمان عقد نباید داماد به خانه ما بیاید! ما مى خواستیم همدیگر را ببینیم، امّا پدر نمى گذاشت. نقشه اى كشیدیم، عروس خانم به پدرش مى گفت: به كلاس آقاى قرائتى مى روم، من هم به همین بهانه از خانه بیرون مى آمدم و همدیگر را مى دیدیم!

ریا یا نمایش بندگى خدا

به آقاى رسول خادم، قهرمان كشتى ایران گفتم: بعد از اینكه در امریكا بر حریف خود پیروز شدى حاضرى یك سجده شكر بجا آورى؟ گفت: ریا نمى شود؟ گفتم: بعضى عبادت ها با تظاهر همراه است، مثل اذان و نماز جماعت، از طرفى آن ریایى حرام است كه خودت را مطرح كنى، امّا اگر ضعف و بندگى خود وبزرگى خدا را نشان دادى، آن هم بعد از پیروزى بر حریف خود و در كشور كفر، این دیگر ریا نیست.

امداد الهى

غالباً برنامه درسهایى از قرآن حدود یك ماه قبل از پخش، تهیه و تدوین و ضبط مى شود. وقتى فتواى حضرت امام در مورد قتل سلمان رشدى صادر شد گفتم باید برنامه اى ویژه تهیه كنم، امّا فرصتى براى تحقیق نبود، هر چه فكر كردم مطلبى بیادم نیامد. با همكاران و دوستان تماس گرفتم یكى گفت: مریضم، یكى مسافر، یكى ... حالتى خاص به من دست داده بود، وارد كتابخانه شدم و گفتم: خدایا! صحبت از حمایت از رسول توست، من هم چیزى بلد نیستم، خودت كمكم كن. قسم یاد مى كنم كه آن شب به سراغ هر كتابى رفتم و باز كردم همان صفحه و مطلبى مى آمد كه مى خواستم، گویا خداوند فرشته ها را به كمك من فرستاده بود.