فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

عاشورا در هند

ماه محرم در هند بودم. هند بیش از بیست میلیون شیعه دارد. در شهرى بودم كه هفتاد هزار شیعه داشت و متأسّفانه یك طلبه هم در آنجا نبود. آنان گودالى درست كرده بودند كه پر از آتش گداخته بود و با پاى برهنه و با نام حسین علیه السلام از روى آتش مى گذشتند. وقت خوردن غذا كه رسید، یك نانى به اندازه نان سنگك، براى 40 نفر آوردند و عاشقان حسینى با لقمه اى نان متبرّك صبح تا شام عاشورا بر سر و سینه مى زدند. این در حالى استكه در ایران در یك هیئت دهها دیگ غذا مى گذارند و چقدر حیف و میل مى شود.

جذب نسل نو

مرا به مسجد بسیار شیكى در تهران كه هزینه هنگفتى براى آن شده بود، دعوت كردند. دیدم یك مشت پیرمرد در مسجد هستند. گفتم: خدا قبول كند، امّا بهتر نبود به جاى این هزینه بسیار بالا، مسجد را ساده تر مى ساختید، امّابراى جذب جوانان و نسل نو برنامه ریزى مى كردید.

خدا خواب است!

در هندوستان به بت خانه اى رفتم، كلیددار بت خانه گفت: خدا الآن خواب است. گفتم: تا كى مى خوابد؟ گفت: تا شش ساعت دیگر. خنده ام گرفت، ولى مترجم گفت: لطفاً نخندید، ناراحت مى شوند. بعد از بیدار شدن خدا، به دیدن او رفتیم. مجسمه اى بود كه برگى در دهان داشت. این آیه به یادم آمد كه «یَعْبُدُونَ مِنْ دُون اللّه ما لا یَضُّرُهُم وَلا یَنْفَعُهُم»(یونس 18) به جاى خداوند چیزى را مى پرستند كه نه نفعى براى آنان دارد و نه ضررى.