فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

استاد نمونه

در قم استادى داشتم - حضرت آیت اللّه ستوده - روزى كه همسرش از دنیا رفت، در درس حاضر شد و فرمود: به خاطر اهمیّتى كه براى درس شما قائل هستم، اوّل به مجلس درس آمدم، سپس به تشییع جنازه همسرم مى روم.

اشتباه در امر تبلیغ

گروهى از بازاریان شهرى براى ایام فاطمیّه از من دعوت كردند تا در مسجد بازار سخنرانى كنم. گفتم: آقایان در این ایام باید از كسى دعوت كنید كه درباره حضرت زهراعلیها السلام كتابى نوشته باشد. ثانیاً به جاى مسجد، تمام دختران دانشجو و دانش آموز را در سالنى دعوت كنید تا ایشان درباره زن نمونه صحبت كند. شما مرتكب چند اشتباه شده اید: انتخاب گوینده، انتخاب شنونده و انتخاب مكان. به جاى آیةاللّه ابراهیم امینى نویسنده كتاب بانوى نمونه مرا انتخاب كرده اید، به جاى دخترها، پیرمردها و به جاى دبیرستان، بازار را برگزیده اید. دعوت كنندگان ساكت شدند و رفتند.

به تو بودم!

در بازار كاشان دیوانه اى وقت نماز وارد مسجد شد و با صداى بلند به مردم گفت: همه شما دیوانه هستید. همه خندیدند. گفت: همه شما چه و چه هستید. باز همه خندیدند. رو كرد به پیشنماز و گفت: آقا به تو بودم. بعد از صف اوّل شروع كرد و یكى یكى گفت: به تو بودم، به تو بودم، این دفعه مردم عصبانى شده دیوانه را بغل كردند و از مسجد بیرون انداختند. از این دیوانه یاد گرفتم كه گاهى باید خصوصى گفت: به تو بودم و سخنرانى عمومى تاثیر ندارد!