فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

شیوه هاى جذب

زمان طاغوت براى تبلیغ به اطراف زرّین شهر اصفهان رفته بودم. هرچه از مردم دعوت مى شد، كمتر كسى به مسجد مى آمد. در نزدیكى مسجد جوانها والیبال بازى مى كردند. از آنها خواستم تا همبازى آنان شوم. با تردید پذیرفتند، عبا و عمامه را كنار گذاشته و قدرى والیبال بازى كردم. هنگام اذان شد، از آنها تقاضا كردم كه با من به مسجد بیایند و 5 دقیقه نماز و ده دقیقه به صحبت من گوش كنند. آنان پذیرفتند و از آن پس هرشب جوانها به مسجد مى آمدند.

موسیقى در اتوبوس

زمان طاغوت در اتوبوس عازم سفرى بودم. شخصى مى خواست مرا عصبانى كند گفت: آقاى راننده! حاجى آقا در ماشین تشریف دارند، موسیقى را روشن كنید! راننده هم كوتاهى نكرد و موسیقى را روشن كرد. من ماندم كه چه كنم؟ پیاده شوم یا بنشینم؟ همین طور كه فكر مى كردم آن آقا گفت: حاج آقا چطوره؟ خوشت مى آید؟ گفتم: صحبت خوش آمدن و نیامدن نیست. غیر از این است كه خواننده اى مى خواند؟ گفت: نه. گفتم: من حیفم مى آید مغزم را در اختیار این خواننده بگذارم. اگر شما هم یك نوار خام داشته باشید، هر صدایى را روى آن ضبط نخواهید كرد.

آرامش در تنهایى

در رژیم طاغوت، شهید محراب حضرت آیت اللّه مدنى در نورآباد كازرون تبعید بود. من به دیدنش رفتم، دیدم این عالم ربّانى در تنهایى به سر مى برد. گفتم: از تنهایى ناراحت نیستید؟ فرمود: من تنها نیستم، در محضر خدا هستم. هرشبى كه مى خوابم، یك قدم به خدا نزدیك تر مى شوم و هر قدمى كه دشمنم (شاه) برمى دارد، یك قدم از خدا دورتر مى شود.