فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

تأثیر عمل یا سخنرانى

در اهواز كلاسهاى زیادى داشتم. در یكى از كلاسها عنوان درسم این بود: چرا خداوند در دنیا ما را به جزاى اعمالمان نمى رساند؟ براى این سؤال چند جواب آماده كرده بودم، ولى قبل از پاسخ به جوان ها گفتم: شما نیز فكر كنید و جواب بدهید. یكى از جوانها بلند شد و جوابى داد، دیدم جواب خوبى است و آن جواب در یادداشت هاى من نیست. قلم و دفتر خود را برداشتم و همانجا یادداشت كرده و آن جوان را هم تشویق كردم و گفتم: من این را بلد نبودم. روز آخرى كه خواستم از اهواز بیرون بیایم، یكى از دبیران گفت: عكس العمل شما در مقابل آن دانش آموز و قبول و یادداشت جواب او، از همه سخنرانى هاى شما اثر تربیتیش بیشتر بود.

دوستى بدون عمل

بچه ام كوچولو بود، از من بیسكویت خواست. گفتم: امروز مى خرم. وقتى به خانه برگشتم فراموش كرده بودم. بچه دوید جلو و پرسید: بابا بیسكویت كو؟ گفتم: یادم رفت. بچه تازه به زبان آمده بود، گفت: بابا بَده، بابا بَده. بچه را بغل كردم و گفتم: باباجان! دوستت دارم. گفت: بیسكویت كو؟ دانستم كه دوستى بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد. چگونه ما مى گوئیم خدا و رسول و اهل بیت او را دوست داریم، ولى در عمل كوتاهى مى كنیم؟

تحلیل هاى مادّى

زمانى كه در كاشان براى بچه ها كلاس داشتم، شخصى به من گفت: تو خیلى سیاستمدارى. گفتم: چطور؟ گفت: تو این بچه ها را جمع مى كنى و برایشان كلاس مى گذارى تا چند سال دیگر كه بزرگ شدند، خمس وسهم امامشان را به تو بدهند!!