فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

قرائتى خطشكن

در زمان ریاست جمهورىِ مقام معظم رهبرى، به عنوان هیأت همراه به چند كشور رفته بودیم. در یكى از كشورها در هتل محلّ اقامت ما استخرى بود، در حضور همه شخصیّت ها و حتّى آنها كه از آن كشور بودند، به استخر پریدم و بعد از من بقیّه نیز آمدند و گفتند: چه خوب شد شما خط شكنى كردى، ما هم مى خواستیم ولى خجالت مى كشیدیم.

تأثیر عمل یا سخنرانى

در اهواز كلاسهاى زیادى داشتم. در یكى از كلاسها عنوان درسم این بود: چرا خداوند در دنیا ما را به جزاى اعمالمان نمى رساند؟ براى این سؤال چند جواب آماده كرده بودم، ولى قبل از پاسخ به جوان ها گفتم: شما نیز فكر كنید و جواب بدهید. یكى از جوانها بلند شد و جوابى داد، دیدم جواب خوبى است و آن جواب در یادداشت هاى من نیست. قلم و دفتر خود را برداشتم و همانجا یادداشت كرده و آن جوان را هم تشویق كردم و گفتم: من این را بلد نبودم. روز آخرى كه خواستم از اهواز بیرون بیایم، یكى از دبیران گفت: عكس العمل شما در مقابل آن دانش آموز و قبول و یادداشت جواب او، از همه سخنرانى هاى شما اثر تربیتیش بیشتر بود.

دوستى بدون عمل

بچه ام كوچولو بود، از من بیسكویت خواست. گفتم: امروز مى خرم. وقتى به خانه برگشتم فراموش كرده بودم. بچه دوید جلو و پرسید: بابا بیسكویت كو؟ گفتم: یادم رفت. بچه تازه به زبان آمده بود، گفت: بابا بَده، بابا بَده. بچه را بغل كردم و گفتم: باباجان! دوستت دارم. گفت: بیسكویت كو؟ دانستم كه دوستى بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد. چگونه ما مى گوئیم خدا و رسول و اهل بیت او را دوست داریم، ولى در عمل كوتاهى مى كنیم؟