فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

دوش آب سرد در منا

در ایام حج و یكى از سالهاى كم آبى، در منى خیمه را گُم كردم. مقدارى گشتم و پیدا نكردم، خیلى اذیّت شدم. یكى از دوستان به من رسید وگفت: اینجا چه مى كنى؟ داستان را گفتم، گفت: خوب الآن چه مى خواهى؟ من از روى مزاح گفتم: یك دوش آب سرد و یك انار یزد! دست مرا گرفت و به خیمه خودشان برد كه در آن خیمه دوش آب بود، پس از دوش گرفتن، وقتى در خیمه نشستم، آن سیّد، انارى را جلوى من گذاشت و گفت: به جدّم این انار یزد است!!

مزاح با علامه جعفرى

در مشهد مقدس به مرحوم علامه محمد تقى جعفرى برخورد كردم. به ایشان گفتم: كجا تشریف مى برید، فرمود: به جلسه سخنرانى. عرض كردم من نیز به جلسه سخنرانى مى روم، ولى مى دانى فرق من با شما چیست؟ فرمود: چیست؟ گفتم: شما مظهر آیه: «سنُلقى علیك قولاً ثقیلاً» مى باشى و من مصداق آیه: «هذا بیانٌ للناس». ایشان بسیار خندید.

شوخى با دوستان

در پایان سفره مهمانى، دوستان گفتند: دعاى سفره بخوان! گفتم: بلد نیستم. تعجّب كردند! گفتم: تعجّب نكنید، شما كم مهمانى مى كنید، اگر زیاد مهمانى كنید من دعا را حفظ مى شوم. یك بار هم براى خواندن نماز میّت، كتاب دعا را برداشتم تا از روى آن بخوانم! گفتند: چرا حفظ نیستى؟ گفتم: شما كم مى میرید، اگر زیاد بمیرید من زیاد مى خوانم وحفظ مى شوم!