فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

بوسیدن دست كارگر

قرار بود در نماز جمعه شیراز صحبت كنم. امام جمعه فرمود: امروز كارگران نمونه مى آیند، شما آنان را تشویق كنید. عرض كردم شما باید...، ایشان اصرار كرد، پذیرفتم. در پایان سخنرانى گفتم: من سالها این حدیث را براى مردم خوانده ام كه پیامبرصلى الله علیه وآله دست كارگر را مى بوسید، لذا كارگران نمونه را به جایگاه دعوت كردم و دست آنها را بوسیدم، مردم گفتند: این دست بوسى شما كه به روایت عمل كردى، اثرش بیشتر از سخنرانى بود.

فوتبال به جاى سخنرانى

جبهه جنوب بودم، برادرانى را در حال توپ بازى دیدم، خواستند بازى آنان را براى سخنرانى من تعطیل كنند، گفتم: نه و اجازه ندادم، آنگاه خودم هم لباس را كنار گذارده و همراه آنان بازى كردم.

تفسیر به روز

در اردبیل جلسه تفسیر براى جوانان برگزار نمودم، عدّه اى از جوان ها گفتند: حاج آقا! تفسیر براى پیرمردهاست، براى ما مطالب روز بگوئید. من فهمیدم آنهایى كه قبلاً تفسیر گفته اند، بدون رعایت حال مستمعین بوده است زیرا تفسیر باید جورى باشد كه هر كس به حدّ ظرفیّت و كشش خود بتواند استفاده كند، حتّى بچه ها هم مى توانند تفسیر داشته باشند. زیرا پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله با همین داستان هاى قرآن، عمارو اسامه و سلمان و ابوذر تربیت كرد. همانجا براى جوان ها تفسیر سوره یوسف را شروع كردم و به این شكل گفتم كه:
یوسفى بود؛ جوانها! شما همه یوسفید.
او را بردند؛ شما را هم مى برند.
به اسم بازى بردند؛ شما را هم به اسم بازى مى برند... .