فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

جایزه ویژه

یك روز در منزل دیدم خانم دستگیره هاى زیادى دوخته كه با آن ظرف هاى داغ غذا را بر مى دارند كه دستشان نسوزد، آنها را برداشته و به جلسه درس براى جایزه آوردم. وقتى خواستم جایزه بدهم به طرف گفتم: یكى از این سه مورد جایزه را انتخاب كن:
1- یك دوره تفسیر المیزان كه 20 جلد است و چندین هزار تومان قیمت دارد.
2- مقدارى پول.
3- چیزى كه به آتش و گرماى دنیا نسوزى.
گفت: مورد سوّم. من هم دستگیره ها را بیرون آورده به او دادم. همه خندیدند!

استاد و شاگرد

استادى داشتم كه مدّتى خدمت او درس مى خواندم، یك روز به هنگام درس، درب اطاق باز شد. استاد بلند شد درب را بست وبرگشت و درس را ادامه داد.
گفتیم: آقا مى گفتى ما مى بستیم، فرمود: خوب نیست استاد به شاگردش دستور بدهد!
خدا مى داند هر چه نزدش خواندم فراموش كرده ام، امّا این برخورد همچنان در ذهنم باقى مانده است.

اخلاق، ماندگارتر از درس

به عیادت یكى از مراجع رفتم، ایشان از جاى خود بلند شد و عمّامه اش را به سرگذاشت و نشست، علّت را پرسیدم. فرمود: به احترام شما. من تقاضا كردم راحت باشد و استراحت كند، ایشان قبول كرد و فرمود: حال كه اجازه مى دهى عمّامه را برمى دارم. شاید من تمام درسهایى كه در محضرش خوانده ام فراموش كرده باشم، ولى این خاطره هنوز در ذهنم مانده كه به احترام من بلند شد و عمّامه به سر گذاشت. براى همین به معلّمان و مبلّغان توصیه مى كنم كه با احترام و محبّت به مخاطبان، تأثیر كلام خود را بیشتر كنند.