فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

جریمه خود

بعضى از روزها به حضور در نماز جماعت اوّل وقت موفّق نمى شدم، تصمیم گرفتم هرروز كه از نماز اوّل وقت غافل شدم، مبلغى را به عنوان جریمه بپردازم. پس از مدّتى كه حضورم مرتّب شده بود به خود گفتم: تو براى جریمه ناراحتى یا براى از دست رفتن پاداش نماز جماعت؟!

ضمانت اموال دیگران

بچه كه بودم با دوستانم مى رفتیم به روستاهاى اطراف كاشان و بدون اطلاع صاحبان باغها، میوه هاى آنان را مى خوردیم و فرار مى كردیم، فكر مى كردم چون به سن تكلیف نرسیده ام، مسئولیّتى ندارم. سالها گذشت تا اینكه در حوزه آموختم كه تعرّضبه مال مردم ضمانت دارد، گرچه در زمان كودكى باشد.
مقدارى پول برداشته و به همان روستا نزد صاحبان باغها رفتم و داستان را برایشان تعریف كرده و حلالیّت طلبیدم.
بعضى پول گرفتند و بعضى علاوه بر حلال كردن، ما را به خانه خود مهمان كردند!

درخت بدون میوه

كنار خانه ما باغى بود، به پدرم گفتم: این همه درخت، یكى میوه نمى دهد!
گفت: این همه آدم در این خانه زندگى مى كنند، یكى نماز شب نمى خواند!