فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد اول

حاج شیخ محسن قرائتی

پاداش نیّت خوب

روزى به پدرم گفتم: مى خواهى من چه كاره شوم؟ گفت: خوب درس بخوان، دوست دارم مرجع تقلید و عالم ربّانى مثل آیت اللّه بروجردى شوى. گفتم: شما ثواب پدر آقاى بروجردى را بردى. چون به این نیّت مرا به قم فرستادى.

جریمه خود

بعضى از روزها به حضور در نماز جماعت اوّل وقت موفّق نمى شدم، تصمیم گرفتم هرروز كه از نماز اوّل وقت غافل شدم، مبلغى را به عنوان جریمه بپردازم. پس از مدّتى كه حضورم مرتّب شده بود به خود گفتم: تو براى جریمه ناراحتى یا براى از دست رفتن پاداش نماز جماعت؟!

ضمانت اموال دیگران

بچه كه بودم با دوستانم مى رفتیم به روستاهاى اطراف كاشان و بدون اطلاع صاحبان باغها، میوه هاى آنان را مى خوردیم و فرار مى كردیم، فكر مى كردم چون به سن تكلیف نرسیده ام، مسئولیّتى ندارم. سالها گذشت تا اینكه در حوزه آموختم كه تعرّضبه مال مردم ضمانت دارد، گرچه در زمان كودكى باشد.
مقدارى پول برداشته و به همان روستا نزد صاحبان باغها رفتم و داستان را برایشان تعریف كرده و حلالیّت طلبیدم.
بعضى پول گرفتند و بعضى علاوه بر حلال كردن، ما را به خانه خود مهمان كردند!