فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

جایگاه كتاب كلاس اوّل

شخصى كتابخانه بزرگ و كتاب هاى مهمى داشت. یك كتاب را در جعبه اى بالاى همه كتابها گذاشته بود. هركه مى آمد، سؤال مى كرد كتاب داخل جعبه چه كتابى است؟ یكى مى گفت: شاید خیلى قدیمى است، دیگرى مى گفت: لابد جلدش از پوست است و... آخر از او پرسیدند: این چه كتابى است كه اینقدر احترامش را دارى؟
گفت: كتاب كلاس اوّل است. اگر كتاب اوّل را نمى خواندم، به خواندن كتاب هاى بعدى موفّق نمى شدم.

نماز باران

حدود پنجاه سال قبل در قم مدّت زیادى باران نیامد و خشكسالى مردم را تهدید مى كرد. مردم جمع شدند و خدمت آیت اللّه خوانسارى رسیدند و از ایشان خواستند نماز باران بخوانند.
مردم قم به امامت آیت اللّه خوانسارى براى نماز باران حركت كردند. در آن زمان انگلیسى ها در قم قرارگاهى داشتند. وقتى این حركت را دیدند مسخره كردند و گفتند: آخوندها به جاى نماز باران، نماز برف مى خوانند و برف هم بر سر خودشان مى بارد. (مرادشان عمّامه هاى سفید بود)
امّا به كورى چشم كفّار، بعد از این نماز، چنان بارانى بارید كه سابقه نداشت.