فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

اقتدار فقیه

مرحوم آیت اللّه ملاعلى كنى به ناصرالدین شاه فرمود: شنیده ام مى خواهى با خانمت به اروپا بروى آنهم بى حجاب! به شما بگویم: اگر با خانمت به اروپا بروى، در برگشتن نه تو را راه مى دهم و نه خانمت را. ضمناً نخست وزیرى كه این برنامه را ریخته همین الآن باید استعفا بدهد.
ناصرالدین شاه از ترس، نخست وزیر را بركنار و بدون خانمش به اروپا رفت!

همبازى و همرازشدن با فرزند

منزل یكى از محترمین تهران بودم، پسرش از منافقین فرارى بود. پدر، عالمى وارسته و پسر، منافقى فرارى!
درباره اینكه چطور شد پسرش اینگونه شد، گفت: به تربیت پسرم نرسیدم. از صبح زود تا آخر شب اینجا و آنجا سخنرانى و برنامه هاى علمى و تحقیقى داشتم، ولى از فرزندم غافل شدم. الآن چوبش را مى خورم. همه اعضاى خانواده در این غم مى سوزیم كه چرا باید جوانى از خانواده ما به این راه كشیده شود.
الآن مى فهمم كه على بن ابیطالب علیهما السلام كه فرمود: هركس بچه اى دارد، باید بچه شود یعنى چه. یعنى پدرها باید در خانه ژست پدرى را كنار بگذارند و با بچه ها همبازى و همراز شوند.

جایگاه كتاب كلاس اوّل

شخصى كتابخانه بزرگ و كتاب هاى مهمى داشت. یك كتاب را در جعبه اى بالاى همه كتابها گذاشته بود. هركه مى آمد، سؤال مى كرد كتاب داخل جعبه چه كتابى است؟ یكى مى گفت: شاید خیلى قدیمى است، دیگرى مى گفت: لابد جلدش از پوست است و... آخر از او پرسیدند: این چه كتابى است كه اینقدر احترامش را دارى؟
گفت: كتاب كلاس اوّل است. اگر كتاب اوّل را نمى خواندم، به خواندن كتاب هاى بعدى موفّق نمى شدم.