فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

وصیّت ارزشمند

وقتى پیكر پاك یكى از بسیجیان وارد شهر شد، وصیتنامه او را خواندند كه نوشته بود: اگر جنازه مرا به شهر آوردند مرا دفن نكنید مگر اینكه دو گروه سیاسى شهر با هم آشتى كنند. صحنه عجیبى پیش آمده بود، طرفهاى دعوا در حالى كه براى شهید اشك مى ریختند، همدیگر را در آغوش كشیدند.
این گونه یك جوان بسیجى حتّى پس از شهادت، از جنازه اش براى وحدت و آشتى بین مسلمین استفاده كرد.

زمان مناسب

یكى از دوستان مى گفت: در مراسم سینه زنى جوانى را دیدم كه زنجیر طلا به گردن آویخته و حسین، حسین! مى گوید. به او گفتم: آقا! این دستى كه براى حسین به سینه مى زند، چقدر خوب است از حرام دورى كند و دل امام حسین را خوش كند و این زنجیر طلا را از گردن در آورد.
گفت: چشم آقا و زنجیر را در آورد.

بزرگ ولى ساده

حضرت امام خمینى قدس سره در پاسخ نامه آیةاللَّه خامنه اى و رفسنجانى نوشتند كه مصلاى تهران بزرگ باشد، امّا ساده، به طورى كه هر كس وارد مصلَّى مى شود یاد مساجد صدر اسلام بیفتد.