فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

كى به كیه

یكى از شهرداران به طور ناشناس به مغازه بقالى مراجعه كرده و به او گفته بود، برادر! این جوى آب متعلّق به همه مردم است، شما كه زباله ها را در جوى آب مى ریزى، جوى مسدود و اسباب زحمت مردم مى شود. مرد بقّال گفته بود: برو بابا، كى به كیه.
شهردار دستور داد شبانه مغازه او را بسته وپلمپ كنند. فردا صبح بقّال به شهردارى مراجعه مى كند و مى گوید: من پروانه و جواز دارم، چرا مغازه مرا بسته اید؟ شهردار در جواب اعتراض او مى گوید: برو بابا، كى به كیه.

نظامى نمونه

اوّلین نظامى كه نماینده امام شد، تیمسار شهید نامجو بود. او اعتقاد داشت كه حزب اللهى خسته نمى شود و تا یك هفته قبل از شهادتش در منزل اجاره اى زندگى مى كرد. هنگام اخذ درجه بالاتر گفته بود: من با همین درجه اى كه دارم مى توانم كار كنم و درجه را قبول نكرد.

حج یا جهاد

تیمسار بابائى هنگام سفر حج، به اتّفاق همسرش تا پاى پلكان هواپیما آمد، امّا همسرش را فرستاد و خودش برگشت. همسرش گفت: شما هم واجب الحج هستى. گفت: حج واجب است، جهاد هم واجب است، امّا در شرائط كنونى تكلیف من جهاد است، به جبهه برگشت و در روز عید قربان به شهادت رسید.