فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

دعاى پدر

نیمه شبى پدر علامه مجلسى قدس سره براى دعا و مناجات آماده شده بود، حال خاصى به او دست مى دهد، اشك در چشمانش حلقه زده فكر مى كند كه چه دعایى بكند، یك مرتبه صداى گریه نوزاد در گهواره افكارش را متوجّه بچه مى كند و مى گوید: خدایا! این بچه را مروّج دین قرار بده.
دعاى پدر مستجاب مى شود و این طفل علامه مجلسى مى شود كه حدود 200 كتاب تألیف مى كند.

تواضع در برابر والدین

آیة اللهى را سراغ دارم كه دست پدرش را مى بوسید، همچنین در حالات شهید آیةاللَّه صدر شنیده ام كه ایشان مرتّب دست مادرش را مى بوسید.

فردا دیر است!

یكى از علما و نویسندگان معاصر تعریف مى كرد: در نجف خدمت آیت اللَّه شیخ آقا بزرگ تهرانى رسیدم، در حالى كه از پیرى كمرش خمیده بود و دائما در حال نوشتن بود، به ایشان عرض كردم كتابى در حالات حضرت عبدالعظیم نوشته ام، ولى اكنون همراهم نیست، فردا تقدیم شما مى كنم.
ایشان كه به سختى حرف مى زد فرمود: فردا دیر است، بگوئید اكنون بیاورند تا آن را مطالعه كنم!