فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

رفتار استاد

مرحوم شهید مطهرى مى فرمود: شبى مهمان یكى از اساتیدم بودم، شب كه به نیمه رسید براى نماز شب برخاست. در نماز سوره فجر را خواند، همین كه به این آیه رسید كه «و جى ء یومئذ بجهنّم یومئذ یتذكّر الانسان و انّى له الذّكرى» در قیامت وقتى انسان مى بیند كه به جهنّم آورده مى شود یك مرتبه تكان مى خورد و بیدار مى شود، امّا دیگر فایده ندارد. دیدم استادم مثل بید مى لرزد و شانه هایش تكان مى خورد و گریه مى كند.

احترام پدر

در ایام عید یكى از وزرا براى عید دیدنى و زیارت امام، به همراه پدرش خدمت ایشان رسیدند. امام پرسید: این پیرمردى كه پشت سر شماست كیست؟ گفت: ایشان پدرم هستند. امام بسیار ناراحت شد و در حالى كه آثار ناراحتى در چهره امام نمایان شده بود فرمود: پدرت را پشت سر انداخته اى؟ درست است كه وزیر هستى، امّا هر چه باشى فرزند اویى.

دعاى پدر

نیمه شبى پدر علامه مجلسى قدس سره براى دعا و مناجات آماده شده بود، حال خاصى به او دست مى دهد، اشك در چشمانش حلقه زده فكر مى كند كه چه دعایى بكند، یك مرتبه صداى گریه نوزاد در گهواره افكارش را متوجّه بچه مى كند و مى گوید: خدایا! این بچه را مروّج دین قرار بده.
دعاى پدر مستجاب مى شود و این طفل علامه مجلسى مى شود كه حدود 200 كتاب تألیف مى كند.