فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

ظلم به افكار عمومى

عالمى فرزانه در مجلسى نشسته بود. بدون هماهنگى با ایشان، گروهى گفتند: صلوات بفرستید تا آقا منبر تشریف ببرند، آقا گفت: من مطالعه نكرده ام و آمادگى ندارم.
گفتند: هر كس مى خواهد آقا صحبت كند صلوات بلندتر ختم كند. آقا گفت: من مطالعه ندارم.
بالاخره با صلوات سوّم به زور ایشان را بالاى منبر فرستادند. ایشان هم گفت: «بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم» حالا كه با زورِ صلوات مرا بالاى منبر فرستادید، پس خوب گوش كنید تا مطلبى برایتان بگویم. بى مطالعه حرف زدن ظلم به افكار مردم است. والسلام علیكم ورحمة اللَّه و بركاته. سپس از منبر پایین آمد.

فكر بلند

بعضى ها فكرشان خیلى بلند است، مردى مزرعه اى را وقف كرد و گفت: درآمد این مزرعه را هدیه بخرید و روزهاى جمعه به بیمارستان بروید و از بیمارانى كه عیادت كننده ندارند، عیادت كنید.

پاسخ بدى با خوبى

در بحبوحه انقلاب، شاه به ارتش خود دستور تیراندازى داد و در برابر او امام به مردم گفت: به برادران ارتشى گل بدهید. یك مرتبه تحوّلى بزرگ در درون ارتش ایجاد شد، سرباز مى خواست تیراندازى كند، ولى گل دریافت مى كرد. این امر باعث پیوستن بسیارى از نیروهاى ارتشى به جمع مردم شد.