فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

خطیب زیرك

شهید هاشمى نژاد مى فرمود: زمان طاغوت براى سخنرانى بر فراز منبر رفتم، در بین جمعیّت یك نفر ساواكى گفت: براى سلامتى شاهنشاه صلوات ختم كنید. با توجّه به حساسیت رژیم نسبت به من و اینكه دستگاه ضبط صوتى صداى مرا ضبط مى كرد، مانده بودم چه كنم؟ و چگونه با این منكر بزرگ برخورد كنم.
روى منبر نشستم و مدّتى با قیافه عبوس و معنادار به شخص ساواكى خیره شدم. با این كار مردم متوجّه او شدند و او خجالت زده و شرمنده شد و بعد شروع به سخنرانى نمودم. مطلبى از من ضبط نشد، امّا تنبیه صورت گرفت.

سكوت معنادار

در زمان ستم شاهى پهلوى در ماه محرم، هیئت عزادارى در اهواز به راه افتاد، آنان بدون اینكه نوحه اى بر زبان داشته باشند با سكوت محض حركت مى كردند.
ساواك آنها را دستگیر كرد، گفتند: ما كه جرم وگناهى انجام نداده ایم و حرفى نزده ایم! ماموران گفتند: سكوت شما بدتر بود، اگر شعار مى دادید از این سكوت بهتر بود، ما از سكوت شما سوختیم.

ظلم به افكار عمومى

عالمى فرزانه در مجلسى نشسته بود. بدون هماهنگى با ایشان، گروهى گفتند: صلوات بفرستید تا آقا منبر تشریف ببرند، آقا گفت: من مطالعه نكرده ام و آمادگى ندارم.
گفتند: هر كس مى خواهد آقا صحبت كند صلوات بلندتر ختم كند. آقا گفت: من مطالعه ندارم.
بالاخره با صلوات سوّم به زور ایشان را بالاى منبر فرستادند. ایشان هم گفت: «بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم» حالا كه با زورِ صلوات مرا بالاى منبر فرستادید، پس خوب گوش كنید تا مطلبى برایتان بگویم. بى مطالعه حرف زدن ظلم به افكار مردم است. والسلام علیكم ورحمة اللَّه و بركاته. سپس از منبر پایین آمد.