فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

تواضع عالم

شور و شوق انقلابى، همه شهرها را فراگرفته بود. جوانان انقلابى جهرم نیز انتظار داشتند حضرت آیة اللَّه حق شناس -یكى از علماى وارسته دیار فارس واز عاشقان امام خمینى با حرارت بیشتر وارد صحنه شود، ایشان هم مى فرمود: باید از طرف امام دستور برسد تا ما نیز حركت كنیم.
جوانان انقلابى گفتند: باید حال این پیرمرد را بگیریم، به در خانه او رفتند و گفتند: شما آخوند انقلابى نیستى، شما آخوند عصر ناصرالدین شاه هستى، شما به درد صد سال پیش مى خورى.
ایشان در جواب آنان با خوشرویى فرمود: به جدّم قسم به درد صد سال پیش هم نمى خورم، حالا بیائید داخل منزل تا با هم یك چایى بخوریم.
جوانها به هم نگاهى كرده و خود را خلع سلاح دیدند.

هدیه و پیوند دلها

ایامى كه امام خمینى قدس سره در نوفل لوشاتو فرانسه بودند، با تولّد حضرت مسیح علیه السلام مقارن شد، امام فرمودند: هدایا و آجیل و شیرینى هایى كه دوستان براى ما آورده اند همه را بسته بندى كنید و به همسایه ها هدیه دهید. امام با این ابتكارش آنچنان دلهاى همسایه هاى مسیحى را جذب كرد كه شبى كه نوفل لوشاتو را ترك مى كرد، با بدرقه پرشكوه و بسیار عاطفى آنان روبرو گشت.

خطیب زیرك

شهید هاشمى نژاد مى فرمود: زمان طاغوت براى سخنرانى بر فراز منبر رفتم، در بین جمعیّت یك نفر ساواكى گفت: براى سلامتى شاهنشاه صلوات ختم كنید. با توجّه به حساسیت رژیم نسبت به من و اینكه دستگاه ضبط صوتى صداى مرا ضبط مى كرد، مانده بودم چه كنم؟ و چگونه با این منكر بزرگ برخورد كنم.
روى منبر نشستم و مدّتى با قیافه عبوس و معنادار به شخص ساواكى خیره شدم. با این كار مردم متوجّه او شدند و او خجالت زده و شرمنده شد و بعد شروع به سخنرانى نمودم. مطلبى از من ضبط نشد، امّا تنبیه صورت گرفت.