فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

كرامتى از امام

به سر یكى از برادران رزمنده تركشى اصابت كرده بود و پزشكان از بهبودى او قطع امید كرده بودند. بعضى از دوستان گفتند او را نزد امام ببرید تا ایشان دعایى بفرمایند شاید فرجى حاصل شود.
وقتى خدمت امام رسیدند، ایشان با محبّت خاصى كه به رزمندگان داشتند به چند حبّه قند دعائى خواندند. قند متبرّك شده را به برادر مجروح دادند، یكباره حالش عوض شد و رو به بهبودى نهاد. هنگامى كه پزشكان دوباره او را معاینه كردند گفتند: این به معجزه بیشتر شبیه است.

عنایت به خانواده شهدا

همسر یكى از شهداى لبنان براى حضرت امام نامه اى نوشته بود و در نامه اش از حضرت امام مهر كربلا خواسته بود. امام به محض اینكه به درخواست این همسر شهید رسیدند، نامه را ناتمام گذاشته و مهرى آماده كردند تا براى او ارسال كنند.

سخت گیرى در بیت المال

یكى از نمایندگان حضرت امام قدرى بریز و بپاش مى كرد، امام فرمودند: به ایشان بگویید تا ده روز دیگر بیایند و صورت حساب ها و هزینه هایى را كه از وجوهات (خمس، سهم امام) داشته اند بیاورند. بعد فرمودند: من در بیت المال با كسى شوخى ندارم، به من اطلاع داده اند زندگى ایشان معمولى نیست.