فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

ابتكار علامه جعفرى

از علامه محمدتقى جعفرى قدس سره پرسیدم: چطور شما از بین این همه كتاب مثل قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه، شرح بر مثنوى را نوشتید.
ایشان فرمودند: من فكر كردم چكار كنم كه مطالب و معارف اسلامى به سایر كشورها هم صادر و به گوش دیگران برسد، دیدم یكى از مهم ترین آثار ادبى كه در دنیا و مجالس و محافل و كتابخانه ها جاى خود را باز كرده، كتاب مثنوى مولوى است كه داراى معارف زیادى نیز هست. گفتم: من اگر بر این كتاب شرح بنویسم و با استفاده از قرآن و روایات، معارف اسلام را بیان كنم، این شرح در تمام دنیا كنار آن متن قرار خواهد گرفت. چون در كنار هر كتاب مرجعى شرح آن نیز لازم است و هر كس به شرح مراجعه كند، به آن مطالب هم برخورد خواهد كرد.
بعد ایشان فرمودند: البّته از الآن تصمیم گرفتم شرحى هم بر نهج البلاغه بنویسم و دیدیم كه اینكار را هم كردند و در مجلّدات زیادى شرح بر نهج البلاغه نوشتند.

ناراحتى امام

مقام معظم رهبرى فرمودند: زمان ریاست جمهورى روزى خدمت امام قدس سره رسیدم دیدم خیلى ناراحت هستند. به ایشان عرض كردم شما ناراحت هستید؟ ایشان سه دفعه فرمودند: بله خیلى ناراحتم،...
مرخص شدم ودر اطاق دیگر مرحوم سید احمد آقا را دیدم، گفتم: آقا امروز ناراحت هستند! گفت: بله چون یكى از اولیاى خدا از دنیا رفته است.
بعد متوجّه شدم آن ولىّ خدا چند ماه قبل به من گفت: آقاى قرائتى! من عمرى براى نسل كهنه نماز خوانده ام اگر بمیرم و از من سؤال كنند كه براى نسل جوان چه كرده اى جوابى ندارم! من نیز براى نماز جماعت و هدایت و تبلیغ نسل جوان مدرسه اى را به ایشان معرّفى كرده و ایشان مشغول شدند.

گریه مرجع

پلیس مخفى رژیم گذشته (ساواك)، براى جذب طلاب ضعیف الایمان دفترى در قم تأسیس كرده بود. روزى آیت اللّه العظمى گلپایگانى قدس سره قبل از شروع درس قدرى گریه كردند. (من هم آن روز در درس حاضر بودم.) طلبه ها گیج شده بودند كه راز گریه آقا چیست؟
آقا لب به سخن گشود و فرمودند: شنیده ام چند نفر آخوند پول گرفته و خود را به رژیم شاه فروخته اند! من اعلام مى كنم، هر طلبه اى كه پول طاغوت را گرفت و رفت، نگوید رفتم، بلكه بگوید: من قابل نبودم و امام زمان علیه السلام مرا از حوزه بیرون انداخت.