فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

مطالعه با تمام وجود

از مرحوم علامه محمدتقى جعفرى شنیدم كه مى فرمود: در نجف مشغول مطالعه بودم و در حین مطالعه فتیله چراغ نفتى بالا آمده و دود زده بود. دود همه اتاق را گرفته و به خارج اتاق رفته بود، طلبه ها به حجره من هجوم آوردند و در را باز كردند، دیدند كه من مشغول مطالعه هستم. وقتى از اتاق بیرون آمدم تازه فهمیدم اتاقم پر از دود بوده است ولى من غرق مطالعه بوده ام و متوجّه آن نشده ام.

شهید عفّت

در خوزستان دو خواهر آموزشیار براى رفتن به روستا سوار اتومبیل وانتى شدند. سر دوراهى كه مى رسند مى خواهند پیاده بشوند، اما راننده ماشین را سرعت داده و مى گذرد. هرچه خواهران نهضتى مشت به شیشه مى زنند راننده نمى ایستد.
بالاخره یكى از خواهران خود را از ماشین پرت مى كند و شهید مى شود. بدنبال او دوّمى نیز چنین مى كند.
در حدیث آمده است: كسى كه در راه حفظ عفّت كشته شود، شهید است.

شاگردپرورى استاد

روزى یكى از شاگردان، تقریرات و نوشته هاى خود را تقدیم استاد كرد.
استاد نوشته ها را مطالعه كرده و گفت: درس را خوب نوشته اى، ولى دلم مى خواست یكى دو تا اشكال هم به حرفهاى من مى كردى، تا فكرت باز شود. من هرچه گفته ام تو نوشته اى، این دلیل آن است كه درس را فهمیده اى، امّا ابتكار ندارى.