فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

قرآن بخوان

شخصى از یكى از علماى بزرگ پرسید: مى خواهم كتابى كه هیچ عیب و ایرادى نداشته باشد بخوانم؟ گفت: قرآن بخوان.

انسان، بنده احسان است

پیرمرد ریش سفیدى مى گفت: در ماشین نشسته بودم كه دختر بدحجابى كنار من نشست. مردم داخل اتوبوس خندیدند. دیدم نشستن منِ ریش سفید در كنار این دختر بدحجاب مناسب نیست. خواستم بلند شوم، دیدم صندلى خالى نیست. براى اینكه ثابت كنم او با من نیست، پشتم را به او كردم.
بلیط اتوبوس دستم بود، شاگرد راننده بلیطها را جمع مى كرد، دستم را دراز كردم كه بلیط بدهم، گفت: خانم بلیط شما را حساب كردند.
دیدم بد شد. كمى كتفم را چرخاندم و گفتم: خانم ببخشید. گفت: اختیار دارید، شما پدر ما هستید و احترام شما برما واجب است.
پیش خود گفتم: «الانسان عبید الاحسان» انسان بنده محبّت و احسان است و با اندكى محبّت مى توان در دلها نفوذ كرد.

حمایت از حیوان

یكى از علماى بزرگ كنار باغچه نشسته بود و مطالعه مى كرد. بعد از ساعتى به طبقه دوّم منزل رفت، آنجا دید مورچه اى روى قباى اوست. دامن قبا را نگه داشته پائین آمد و مورچه را كنار باغچه رها كرد و گفت: ترسیدم اگر در طبقه بالا رهایش كنم، لانه اش را گم كند.