فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

شفاى درد چشم

آیت اللّه العظمى بروجردى قدس سره دچار درد چشم شده بودند. مجلس روضه خوانى در خانه ایشان بر پا بود و دسته هاى سینه زنى یاحسین! یاحسین گویان وارد خانه مى شدند. ایشان مقدارى از خاك پاى یكى از عزاداران را به چشم خود مى مالد و درد چشم ایشان خوب مى شود و تا سن 90 سالگى هیچ گاه دچار چشم درد نشده و بدون عینك خط ریز را مى خواند.

قرآن بخوان

شخصى از یكى از علماى بزرگ پرسید: مى خواهم كتابى كه هیچ عیب و ایرادى نداشته باشد بخوانم؟ گفت: قرآن بخوان.

انسان، بنده احسان است

پیرمرد ریش سفیدى مى گفت: در ماشین نشسته بودم كه دختر بدحجابى كنار من نشست. مردم داخل اتوبوس خندیدند. دیدم نشستن منِ ریش سفید در كنار این دختر بدحجاب مناسب نیست. خواستم بلند شوم، دیدم صندلى خالى نیست. براى اینكه ثابت كنم او با من نیست، پشتم را به او كردم.
بلیط اتوبوس دستم بود، شاگرد راننده بلیطها را جمع مى كرد، دستم را دراز كردم كه بلیط بدهم، گفت: خانم بلیط شما را حساب كردند.
دیدم بد شد. كمى كتفم را چرخاندم و گفتم: خانم ببخشید. گفت: اختیار دارید، شما پدر ما هستید و احترام شما برما واجب است.
پیش خود گفتم: «الانسان عبید الاحسان» انسان بنده محبّت و احسان است و با اندكى محبّت مى توان در دلها نفوذ كرد.