فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

پاداش ده برابر

یكى از علماى قم مى گفت: در حجره نشسته بودم و پنج ریال بیشتر نداشتم. شخصى آمد و پول خواست، من همان پنج ریال را به او دادم.
مشغول مطالعه شدم كه ناگهان صداى در آمد و كسى گفت: مى خواهم پنج تومان به شما بدهم. پنج تومان را داد و من هم تشكّر كردم.
دیرى نگذشت كه نفر سوّمى وارد شد و گفت: پنج تومان قرض مى خواهم. من پنج تومان را تقدیم او كرده و مشغول مطالعه شدم و چون شام شب نداشتم، خوابم برد. صبح زود راهى حرم حضرت معصومه علیها السلام شدم. بعد از زیارت آقایى آمد وپنجاه تومان به من داد. در راه برگشت شخصى به من رسید و گفت: پنجاه تومان دارى به من قرض بدهى. دیدم پنج ریالى را به خاطر خدا دادم، ده برابر برگشت. پنح تومان را به خاطر خدا دادم، ده برابر برگشت. امّا الآن نیّتم خدا نیست، بلكه پنجاه تومانى را مى دهم تا پانصد تومانى برگردد. چون قصد قربت نداشتم، ندادم.

دعا براى صوت قرآن

شب بیست ویكم ماه رمضان، بعد از مراسم احیا وقرآن سر گرفتن، از جوانى پرسیدم: امشب از خدا چه خواستى؟
گفت: از خدا خواستم صداى خوبى به من بدهد كه بتوانم قرآن را زیبا تلاوت كنم!

الهام شهادت

آیت اللّه اشرفى اصفهانى، پیرمرد نودساله و عالم وارسته اى كه عمرى نماز شبش ترك نشده بود مى گفت: مى بینم كه من چهارمین شهید محراب باشم، آرى خداوند درهاى غیب را به رویش گشوده بود.