فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

كیسه كِش، نه نماز شب خوان

یكى از علماى اصفهان به حمام رفت. حمامى خواست خدمتى كرده باشد، یك نفر را كه نماز شب مى خواند آورد و به آقا گفت: این مرد نماز شبش ترك نمى شود. آقا گفت: من نماز شب خوان نخواستم، كیسه كش خواستم.
آرى، افرادى در عبادت خوش عبادتند، ولى در كار رسمى خود ناتوانند.

در محضر خدا با كُت پاره

كى از دوستان مى گفت: با یك كت پاره نماز مى خواندم. یك مرتبه زنگ منزل به صدا درآمد، تا فهمیدم مهمان كیست، نماز را با سرعت تمام كرده كُت را عوض كردم و با كت تمیز و قشنگ به استقبال مهمان رفتم. ناگهان خودم را سرزنش كردم و گفتم: اى واى بر من! در محضر خدا با كت پاره؛ نزد مردم با لباس نظیف و قشنگ!
از این رفتارم خیلى خجالت كشیدم.

شرافت آزادى

مرحوم آیت اللّه طالقانى مى فرمود: اگر گربه اى را در قفس بیندازند و هر روز تكه گوشتى به او بدهند، باز مى آید پشت پنجره و میومیو مى كند. یعنى مى خواهم بیایم بیرون. هرچه به او گوشت بدهند باز میومیو مى كند.
اگر به او بگویند: بیرون بیایى از گوشت خبرى نیست، در محاصره اقتصادى مى افتى. باید توى كوچه ها كاغذ بخورى، چیزى گیرت نمى آید. باز مى گوید میو میو. یعنى آزادى. همراه با گرسنگى، شرافت دارد به قفس همراه با گوشت.