فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

تغافل مرجع

مرجع تقلید آیةاللَّه سید ابوالحسن اصفهانى، نسبت به خانواده هاى بى بضاعت خیلى حسّاس بود و هر یك از آنان كه صاحب فرزند مى شد یكصدتومان براى خرج زایمان همسرش به او مى داد.
مردى گفت: آقا سنّش زیاد شده و هوش و حواس درستى ندارد، اعیاد مذهبى كه مى رسید در شلوغى خدمت آقا مى رسید و مى گفت: دیشب خداوند بچه اى به ما داده است، آقا هم صد تومان به او مى داد. به دوستانش گفت: نگفتم آقا توجّه ندارد، دوستانش گفتند: آقا توجّه دارد، ولى براى حفظ آبروى تو تغافل مى كند. الاخره وقتى براى گرفتن صد تومان هشتم خدمت آقا رسید، آقا پول را به او داد و آهسته كنار گوشش فرمود: قدر خانمت را داشته باش كه در یك سال هشت بار برایت زایمان كرده است!!

حفظ آبرو

مرجع تقلید شیعه حضرت آیة اللَّه سید ابوالحسن اصفهانى نماینده اى را به یكى از شهرها اعزام كرد. پس از مدّتى مرتّب شكایاتى از او مى رسید. عدّه اى از مردم خدمت آقا رسیده و از عملكرد بد نماینده سخن گفتند. آقا فرمود: مى دانم. گفتند: اگر مى دانید پس چرا او را عوض نمى كنید؟ فرمود: این آقا قبل از اینكه نماینده من بشود یك كیلو آبرو داشت، پس از حكم من آبرویش ده كیلو شد، حالا باید من به گونه اى اورا عوض كنم كه آبروى خودش حفظ شود.

تمام كردن واجبات

در یكى از كوچه هاى كاشان دو تا خانم به هم رسیدند، یكى از آنها به دیگرى گفت: من تمام واجبات دخترم را درست كرده ام. عالمى از آنجا مى گذشت پیش خود گفت: من كه این همه درس دین خوانده ام نتواسته ام تاكنون واجباتم را درست كنم، این خانم چگونه موفّق شده است؟ در این هنگام شنید آن زن به دیگرى مى گوید: براش لحاف دوخته ام، سرویس چینى خریده ام و.... مرد عالم گفت: حالا فهمیدم منظور از واجبات چیست؟