فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

اطاعت از ولىّ امر

شهید محراب آیت اللَّه صدوقى از جبهه برگشته بود، بسیار خسته و مریض حال وارد منزل پسرش در تهران شد و گفت: تصمیم دارم 15 روز استراحت كنم.
فرداى آن روز در جماران خدمت امام قدس سره رسید، امام پرسید: شما كى به یزد برمى گردید؟ ایشان گفت: امروز، فردا.
در حیاط منزل، فرزندش گفت: پدرجان! شما گفتید 15 روز مى مانم! فرمود: بنا داشتم 15 روز بمانم، امّا از سؤال امام فهمیدم كه مى گوید برگرد یزد، لذا اطاعت از ولىّ امر مى كنم.

نظارت معنوى امام

رادیو با یكى از آزادگان مصاحبه مى كرد، از او پرسید: شما كى فهمیدى كه آزاد مى شوى؟ گفت: چند ماه قبل.
مجرى پرسید: چند ماه قبل كه خبرى نبود؟!
گفت: چند ماه قبل حضرت امام را در خواب دیدم و از ایشان پرسیدم ما كى آزاد مى شویم؟ امام فرمود: روز شهادت شهید رجائى و باهنر شما در یزد خواهى بود. بعد از بیدار شدن از خواب فهمیدم كه روح حضرت امام به مسائل جامعه اسلامى توجّه دارد و شروع كردم به روز شمارى و منتظر 8 شهریور بودم.

مسئولان زجر كشیده

در خدمت مقام معظم رهبرى در دوران ریاست جمهورى ایشان، وارد یكى از كشورهاى آفریقایى شدیم. رهبر آن كشور گفت: من هفت سال زندان بوده ام و حق دارم رئیس جمهور كشورم باشم.
در جمع هیئت همراه، یكى از روحانیون دوازده سال سابقه زندان داشت، آقا در پاسخ رئیس جمهور فرمود: این آقا كه مى بینید در رژیم طاغوت 12 سال زندان بوده است و توقّع هیچ پست و ریاستى ندارد.