فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

دقّت خارجى ها

پیرمرد ساعت سازى در قم مى گفت: به فلان كارخانه ساعت سازى در یكى از كشورهاى غربى نامه نوشتم كه در ساختن ساعت اگر این دقّت را بكنید زیبایى و دوام ساعت شما بیشتر خواهد شد.
الآن نزدیك چهل سال است كه از آن تاریخ مى گذرد و هر سال وقتى تاریخ ارسال آن نامه مى رسد، تقدیرنامه اى از آن كارخانه براى من مى رسد.

اعزام نماینده

یكى از دوستان مى گفت: به محلى رفتم تا دعاى كمیل بخوانم، به جاهاى مختلف اعلام كردم كه امشب دعاى كمیل است. گروهى پیغام فرستادند كه ما خود نمى توانیم در مراسم شركت كنیم، امّا نماینده خود را مى فرستیم. گفتم: مناجات با خداست، نه آئین نامه ادارى. دعاى كمیل كه نماینده بردار نیست.

دروغگوى نابغه

در زمان طاغوت نیمه شب دزدى وارد حرم حضرت معصومه علیها السلام شده و ضریح را شكسته بود و پولها را در یك گونى ریخته و فرار كرده بود، امّا در یكى از خیابان هاى قم دستگیر شد. از او پرسیدند با چه جرأتى و چرا اینكار را كردى؟ گفت: من امام رضاعلیه السلام را در خواب دیدم، فرمود: اطراف حرم مرا مى خواهند توسعه بدهند و پول كم است، امّا خواهرم معصومه علیها السلام پول زیادى دارد. تو به عنوان نماینده من برو و از آنجا هزینه كن!!
گفتم: اللَّه اكبر! عجب دروغگوى نابغه اى است!