فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

راضیم به رضاى او

جمعى از خلبانان به خانه خلبانى رفته و به همسرش گفتند: متأسفانه شوهر شما از مأموریت برنگشته، حالا نمى دانیم اسیر شده یا شهید.
همسر خلبان گفته بود: راضیم به رضاى حقّ، اگر عمر داشته باشد هر كجا باشد خدا حفظش مى كند و اگر عمرش سر آمده باشد، در آسمان باشد یا زمین، خداوند جانش را مى گیرد.
خلبانان كه با دلهره و نگرانى و براى دلدارى بدانجا رفته بودند، از برخورد این زن قهرمان، خود روحیه گرفتند.

دقّت خارجى ها

پیرمرد ساعت سازى در قم مى گفت: به فلان كارخانه ساعت سازى در یكى از كشورهاى غربى نامه نوشتم كه در ساختن ساعت اگر این دقّت را بكنید زیبایى و دوام ساعت شما بیشتر خواهد شد.
الآن نزدیك چهل سال است كه از آن تاریخ مى گذرد و هر سال وقتى تاریخ ارسال آن نامه مى رسد، تقدیرنامه اى از آن كارخانه براى من مى رسد.

اعزام نماینده

یكى از دوستان مى گفت: به محلى رفتم تا دعاى كمیل بخوانم، به جاهاى مختلف اعلام كردم كه امشب دعاى كمیل است. گروهى پیغام فرستادند كه ما خود نمى توانیم در مراسم شركت كنیم، امّا نماینده خود را مى فرستیم. گفتم: مناجات با خداست، نه آئین نامه ادارى. دعاى كمیل كه نماینده بردار نیست.