فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

تبلیغ طبق سلیقه مردم

آقایى به یكى از دوستان مبلّغ نصیحت مى كرد كه امشب عدّه اى از كبوتربازان پاى منبر شما هستند، طورى صحبت كن كه از شما دل زده و ناراضى نشوند. مثلاً بگو آب و دانه دادن به حیوانات چقدر ثواب دارد، امام رضا چقدر كبوتر دارد، پرنده ها چقدر خوب هستند.
ایشان در جواب گفت: اگر بنا بود عالمان دین طبق سلیقه مردم حرف بزنند كه اثرى از دین نمانده بود.

تبدیل سینما به مهدیّه

در اوائل انقلاب روزى در حین سخنرانى مردى را دیدم كه محكم بر سرش زد و شروع كرد به گریه كردن! پرسیدم چى شده؟ چرا اینطور مى كنى؟ گفت: الآن یادم افتاد كه زمان طاغوت چقدر جنایت كرده ام. من صاحب سینما بودم وجوانان انقلابى كه به احترام شاه از جا بلند نمى شدند را شناسایى كرده به ساواك معرّفى مى كردم.
او پس از توبه و پشیمانى سالن سینما را به مركز تبلیغات اسلامى تبدیل كرد و آن را مهدیه نامید.

ترسیدم بشمرم مغرور شوم

با نوجوانى در جبهه مصاحبه كردند كه كارش خنثى كردن مین بود. از او پرسیدند: تاكنون چند مین خنثى كرده اى؟ گفت نشمردم، ترسیدم بشمارم غرور مرا بگیرد.