فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

كلاس درس در طویله

یكى از همكاران آموزشیار ما در نهضت سواد آموزى كه به روستایى رفته بود هر چه تلاش كرد تا جایى براى كلاس پیدا كند نشد، بالاخره زیراندازى در طویله اى انداخت و به هر قیمتى بود كلاس را تشكیل داد.
وقتى این ماجرا را شنیدم به یاد این حدیث افتادم كه اگر انسان با یك باسواد در طویله بنشیند، بهتر از آنست كه با بى سواد بر فرش قیمتى بنشیند.

كدام طرفى هستى؟

شخصى دو پسر داشت، یكى را فرستاده بود آمریكا و دیگرى را به سپاه پاسداران. احوال فرزندانش را پرسیدم گفت: یكى را فرستاده ام جبهه كه اگر انقلاب پیروز شد بگویم این طرفى هستم، دیگرى را فرستاده ام امریكا كه اگر ورق برگشت بگویم آن طرفى هستم. دیدم شوخى معنى دارى است، البتّه بعضى به طور جدّى اینگونه هستند.

مانع راه خدا نشوید

جوان جانبازى یك دست و یك پایش را تقدیم اسلام كرده بود. خواهر تحصیل كرده و باكمالى گفت: چون فكر مى كنم كسى با ایشان ازدواج نكند، آماده هستم با ایشان ازدواج كنم، امّا پدر و مادر دختر مخالفت مى كردند. گفتم: به آنها بگوئید اگر مسائل اصلى مثل دیندارى و اخلاق و اصالت خانواده حل است، مشكل ایجاد كردن به خاطر مسائل فرعى و جزئى، مانع راه خدا شدن است. چون ازدواج هم راه خداست.