فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

تواضع در پذیرش مرجعیّت

وقتى براى قبولى زعامت و مرجعیّت، خدمت شیخ انصارى قدس سره رسیدند ایشان فرمود: در جوانى همشاگردى داشتم كه از من فهیم تر بود، به سراغ او بروید گفتند: ایشان در نجف نیست. فرمود: هر كجا هست پیدایش كنید. بالاخره به رشت آمده خدمت ایشان رسیده و قصه را تعریف كردند.
ایشان فرمود: شیخ درست گفته من در جوانى از او بالاتر بودم، امّا سالهاست او در حوزه نجف فعّال بوده و من در رشت از درس و بحث منزوى، پس الآن او از من قوى تر است، به سراغ او بروید.
آرى، اگر هدف خدا باشد، چنین مى شود.

رضایت والدین

خدمت حضرت امام قدس سره بودم كه دخترى با گریه خدمت امام عرض كرد: مى خواهم كارهاى انقلابى بكنم، ولى پدر و مادرم نمى گذارند. امام فرمودند: از برنامه هاى انقلابى كارهایى را انجام بده كه پدر و مادرت راضى باشند.

الگوى مصرف

خدمت مقام معظّم رهبرى رسیدم، تمام چراغهاى اتاق خاموش و فقط چراغِ روى میز ایشان جهت مطالعه روشن بود. اطرافیان گفتند: آقا تنها وقتى مهمان به ایشان مى رسد چراغ اتاق را روشن مى كند.