فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

مرجع هوشیار

حضرت آیت اللَّه العظمى گلپایگانى قدس سره جهت رسیدگى به یتیمان مبلغى كمك مى كرد. شخصى سالها مراجعه مى كرد و مى گفت: آقا در همسایگى ما چند صغیرِ یتیم هستند به آنها كمك بفرمائید. از آقا كمكى مى گرفت و مى رفت.
او فكر مى كرد آقا چون به سن پیرى رسیده فراموش مى كند كه چند ماه قبل هم مراجعه كرده است. تا اینكه روزى آقا به او فرمود: این چه صغیرهایى هستند كه كبیر نمى شوند!!

تواضع در پذیرش مرجعیّت

وقتى براى قبولى زعامت و مرجعیّت، خدمت شیخ انصارى قدس سره رسیدند ایشان فرمود: در جوانى همشاگردى داشتم كه از من فهیم تر بود، به سراغ او بروید گفتند: ایشان در نجف نیست. فرمود: هر كجا هست پیدایش كنید. بالاخره به رشت آمده خدمت ایشان رسیده و قصه را تعریف كردند.
ایشان فرمود: شیخ درست گفته من در جوانى از او بالاتر بودم، امّا سالهاست او در حوزه نجف فعّال بوده و من در رشت از درس و بحث منزوى، پس الآن او از من قوى تر است، به سراغ او بروید.
آرى، اگر هدف خدا باشد، چنین مى شود.

رضایت والدین

خدمت حضرت امام قدس سره بودم كه دخترى با گریه خدمت امام عرض كرد: مى خواهم كارهاى انقلابى بكنم، ولى پدر و مادرم نمى گذارند. امام فرمودند: از برنامه هاى انقلابى كارهایى را انجام بده كه پدر و مادرت راضى باشند.