فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

اثر نماز

آیت اللَّه مصباح یزدى مى فرمود: در فرانسه از پروفسور مسلمانى پرسیدم: شما چطور مسلمان شدید؟ گفت: در یكى از جاده هاى الجزایر در حال سفر بودم، كنار جاده مردى را دیدم كه خم و راست مى شود، ماشین را نگه داشتم و از او پرسیدم چه مى كنى؟ گفت: من مسلمانم و این مراسم دینى من است. گفتم: آخر در بیابان آن هم تنها، گفت: خدا همه جا هست. همین ماجرا جرقّه اى شد تا من در باره اسلام تحقیق كنم و خداوند لطف كرد و مسلمان شدم.

بهشتى، نمونه نظم

در زمان طاغوت قرار ملاقاتى داشتم با شهید بهشتى، براى اینكه بیشتر با ایشان صحبت كنم، ده دقیقه زودتر رفتم. وقتى در زدم ایشان در را باز كرد و گفت: قرار ما با شما ساعت 4 بود، الآن ده دقیقه به چهار است، شما تشریف داشته باشید من ده دقیقه دیگر مى آیم.

سرباز واقعى

حضرت آیت اللَّه مرواریدقدس سره نقل مى كردند كه در خدمت حاج شیخ عباس قمى قدس سره در باغى در حوالى مشهد مهمان بودیم. حاج شیخ عباس بعد از سلام و احوالپرسى شروع به نوشتن كرد. گفتند: آقا امروز روز تفریح است فرمود: فكر مى كنید من از سهم امام بخورم و كار نكنم! صاحب باغ گفت: آقا غذاها و میوه ها سهم امام نیست، مال شخصى من است، شما استراحت كنید.
فرمود: یعنى مى گویید یك روز هم كه از سهم امام زمان علیه السلام استفاده نمى كنم، براى مولایم كار نكنم؟!