فهرست کتاب


خاطرات استاد قرائتی جلد2

حاج شیخ محسن قرائتی

سوز دینى

در زمان طاغوت دوستى در قم داشتم كه مى گفت: وقتى مى خواهم به مسافرت بروم، مقدارى سوهان و شیرینى مى خرم و همین كه وارد اتوبوس شدم به راننده و شاگرد راننده تعارف مى كنم. در بین راه یا موسیقى روشن نمى كند و یا اگر روشن كرد با تذكّر من خاموش مى كند.

تعطیلى درس

آیت اللَّه حسن زاده آملى مى فرمود: روزى برف زیاد باریده بود، تردید داشتم كه درس هست و یا تعطیل است. بالاخره به مدرسه رفتم دیدم استاد زودتر از ما آمده است. گفتم: چطور شما در این برف تشریف آورده اید؟ فرمود: مگر بقّال ها در روز برفى كار خود را تعطیل مى كنند كه ما تعطیل كنیم؟!

مدیر نمونه

یكى از مدیران كل آموزش و پرورش مشغول سخنرانى بود كه صداى اذان بلند شد گفت: آقایان اگر رسول اللَّه الآن زنده بود چه مى كرد؟ نماز مى خواند یا سخنرانى مى كرد؟ لذا سخنرانى را قطع كرد و شروع كرد به اذان گفتن و پس از اقامه نماز، سخنرانى را ادامه داد.